من چقدر خوشحالم ...
.
.
.
.
.
.
اما یواشکی میگم ...
درگوشت میگم ...
اینایی که گفتم برای رد گم کردن گفتم
تو باور نکن ...تو ...تو...
هی ... کجایی تو ...تو کجایی ...
اره با توام ... تو ... تو ...
چرا دیگه نمی بینمت ؟؟؟!!!!...
ا
برچسب:
نویسنده: امیر کریمیان