خرید بک لینک
واقعیت دارد گاهی یک نفر وارد زندگیت میشود و زندگیت را متحول میکند!....اما این تحول همیشه یک تحول مطلوب و سالم نیست....
او وارد زندگیت میشود و همه اعتقادات را زیر سوال میبرد، صداقت را ،محبت را ،بخشش را ، خلاصه تمام خصائل خوبت را ، نه از زمانی که وارد زندگیت شده بلکه از لحظه تولدت! از زمانی که او هنوز بدنیا نیامده بود ولی تو بودی ....
همه چیزت را میدزدد،بهترین همدم و همراه زندگیت را با خود میبرد و دشمن تو میکند، و آنوقت دیگر در پناه این همدم و همراه قدیمی از آسیب مصون میماند....
تویی را که بهترینها را برای او میخواستی، تویی که سالها منتظر بودی بیاید و در کنار هم و در کنار همدم و همراه قدیمی خوشبختی و سعادت را پیدا کنید و خستگی سالها رنج و زحمت را از تن بدر کنی، اکنون حتی سنگینی رنج سالها سختی بیش از پیش روی شانه ها و روی قلب شکسته و مجروحت سنگین تر شده است....
این رنجی که اکنون من میکشم نکشیده اید ... قلبی لبریز از محبت و دوستی داشته باشی و متهم به خلاف آن باشی ....

او غریبه بود، اما حالا غریبه نیست!! ....

_________________________________
دستی پر مهر و سخاوت داشته باشی و متهم به خلاف آن باشی....
سلامتی جسمی و روحی و خستگیت به خاطر او باشد ولی او بیمارت بداند و در اثبات بیماری روانیت جان فشانی! کند....
بخاطر این که رهایش کنی تا از تو جدا شود و ( شاید ،شاید ،شاید ...) با جدایی از تو خوشبخت باشد ،بدبختی تو و تمام خانواده ات را میبیند و میپذیرد فقط بخاطر خودش، رضایت و خشنودی تو برایش بی ارزش ....
آیا کسی این رنجها را میتواند بفهمد....

...او فرزند من است ...
میخواهی سزای این خیانت به پدر و دروغها و تهمت ها را بدهی اما هنوز نمیتوانی دل از دوستی و محبت بطور کامل پاک کنی، هنوز با انسانیت آشنا هستی و در جنگ.... انسانیت باعث رنجت میشود، دروغ و پلیدی تا مغز استخوانت را میسوزاند،اما هنوز انسانیت و اعتقادات پاکت مانع بزرگی است تا دست انتقامت را بر سینه آنها بکوبی....

ونمیشود و نمی توانی با پلیدی و شیطان کنار بیایی و تسلیم شوی و مانند آنها عمل کنی ....
به من بگویید با این اوصاف و اوضاع چکار میکردید؟!صبر میکردید سالها بگذرد و کائنات ، خداوند یا بهر اسم دیگر،تقدیر و سنت الهی گریبان آنها را بگیرد؟و حتی اگر بعد از مرگ شما باشد ؟
تمام عمر صبر کرده باشی و بدانی تا پایان عمر هم باید صبر کنی تا فقط نتیجه بدبختی آنها را ببینی!!!؟
انتظار شیرینی نیست .....
انتظار تلخی است...

...

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۱۱ساعت 1:30 توسط احسان |

برچسب: نامه, نویسنده: امیر کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 18:09

صفحه بندی