
پدرها ، برای اینکه گوششان به دهان فرزند برسد بارها سر خم کردند ؛ ولی وقتی فرزندانشان بزرگ شدند ، برای شنیدن حرف پدر ، سر خم نمیکنند ... ا...
ادامه مطلب
فرزندم،بذر تو را من کاشتم ، با تغذیه و آبیاری من جوانه زدی، سالهامراقبت بودم از گزند آفات و بیماریها...، تکیه گاهت بودم در بادها و طوفانها، نگذاشتم هیچ رهگذری به تو گزندی برساند، شاخه هایت را هرس (تربیت) کردم تا صاف و زیبا قد کشیدی ، نه شب خسبیدم و نه روز آرام گرفتم،...بالاخره بزرگ شدی و توانستی رو...
ادامه مطلب